|
بنام خالق زیبائی ها |
|
مرا اي همه خوبي همه هستي همه عشق در غريبانه ترين كنج دلت پيدا كن بي تو ديگر به كسي دل ندهم باور كن . |
از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق، خود را در پستوی زمان تنها حس نمیکنم. امروز روز تولد توست و من هروز بیش از پیش به این راز پی میبرم كه تو خلق شده ای برای من تا زيباترين لحظه ها را برايم بسازي. و تو آن شبنم عشقی که با آمدنت به روزگار تیره و تارم رنگ مهر و وفا بخشیدی ! دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود، سرشار از عشق و محبت کردی !نازنیم ! زیباترینم ! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم. تمام دقايق مانده از عمرم به همراه زيبا ترين بوسه های عاشقانه هديه اي براي روز تولد تو
+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 13:26 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
محبوبم ، عزیزم ، صمیمانه ترین تبریکات خود را به مناسبت بزرگداشت روز تولدت نثار می کنم و آرزوی سال های سال زندگی توأم با خوشبختی(همراه خودم)را برایت دارم
+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 13:24 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
همسفر!
در این راه طولانی
که ما بی خبریم
و چون باد می گذرد،
بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند
خواهش می کنم !
مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.
مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.
یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را
و یک شیوه نگاه کردن را.
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.
هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.
عزیز من !
دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛
واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.
و یکی کافیست.
عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.
اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.
من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،
نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.
عزیز من !
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.
بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.
بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.
اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.
اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.
سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.
بیا بحث کنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا کلنجار برویم.
اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.
بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،
نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم
من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.
و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.
عزیز من !
بیا متفاوت باشیم ...
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 16:1 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
سلامی به طراوت و سر زندگی عشقمان خیلی برای خودم جالبه عشق...
دختر هر وقت یاد خواستگاری میفتم ۲ سال سختی و سختی از نوع شیرین یادم می افته روزای شیرین روزای خوش
خیلی در معنا از رویا برام وسیع تره
می تونم لمسش کنم ... هرچند خیلی ها فکر میکنن که یه مفهوم عمیق احساسی هستش ولی برای من خیلی تجسم عینی و فیزیکی داره
وقتی بهت فکر میکنم لمست می کنم انگار
هر بار که باهات صحبت می کنم انگار اولین باره که صدای نازت رو میشنوم و همونقدر هیجان زده ام و هر بار که صورت ماهت رو می بینم گل از گلم میشکفه...
لبخندت عزیزم شیرین تر از هر چیزی تو دنیاس برام
همسر گلم عشق زیبایت در دلم از همیشه تازه تره الان
چون ...
هر لحظه بیش از پیش بهت عشق می ورزم
عمیق تر و مستحکم تر
تو برای من همه چیزی
معنا و ترجمان عشقی
نگاهت خلوص و یکرنگی و عشق رو بهم می آموزد
با تو یگانه ام
می پرستمت
خییییییییییییییییییییییییییییییییلییییییییییییییییییییییییییی میخوامت دختر
دارم تو دلم فریاد می زنم از عشقت
گاه با خودم میگم کااااش شاعر بودم چون اگر می سرودم
شعر عشقم زیباترین غزل دنیا بود
و معشوقم با کمالترین معشوقها....
بوسه بر لبان من تقدیم وجود نازنین تو
و وجود من فدای لبهای نازنین تو
آنکه عشق میورزد نه چون شمع
بلکه تنها همچون چون خودش
یگانه عاشقهای دهر
"ما"
سالگرد طلب عشق بر طالبان عشق مبارک
دختر اینم قلب من که داری گاز میزنی و میخوری ;)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 20:13 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
سلام عزیزم امروز سومین سالگرد خواستگاریمونه روزی که واسش ۲ سال با همه جنگیدیم تا به همه بگیم که ما همو می خوایم و حالا بعد۳ سال به همه ثابت کردیم که از سر هوس و بچه بازی همو نمی خواستیم به همه بگیم همیشه بزرگترا درست نمی گن بگیم که خواستن توانستنه آره امشب سومین سالگردی که ما به طور رسمی کنار هم هستیم دیگه از هیچکس نمیترسیم ۲سال سختی کشیدیم که در یک چنین شبی به هم بریسیم اینقدر سبک شدم امشب که هیچ وقت به این راحتی نفس نمیکشیدم دلم خیلی حرفا داره هر وقت که توچشات نگاه میکنم انگار بار اول که دیدمت اگه هم بعضیوقتا چیزیمیگم زودیناراحت میشم معذرت انشاا...همیشه با هم خوش و خرم باشیم عزیزم بابت همه چیز ممنونم دوست دارم
.خوبی
![]()
![]()
![]()
با خودمون با خونواده هامون با سرنوشت و...........
.
همو می خواستیم تا با هم و کنار هم خوشبخت باشیم
بخندیم
و گریه کنیم
کنار هم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 20:9 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام وقت شکر گزاریه به سوی درگاه خداست تانیا هدیه ی من برات یه دنیا عشقه زندگیم با بودنت درست مثل بهشته تو خونه سبد سبد گل های سرخ و میخک عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... عزیز دلم تولدت مبارک... تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریهی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه، رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونهاست واسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندهاست واسه تولد تو باید دنیا رو آورد ستاره رو سرت ریخت، تو رو تا اسمون برد تولدت عزیزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق، پر از اینه و شمعدون


و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز...
روز ميلاد...
روز تو!
روزي که تو آغاز شدي!
تولدت مبارک




+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 8:30 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
دلم گرفته.....دلم عجیب گرفته.....خیال خواب ندارم..... امروز دلم خیلی تنگه............خیلی تنگ............................ دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده آخ داره باورم می شه خنده به ما نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم حتی صدای نفسم می گه که توی قفسم من واسه آتیش زدنت یه کوله بار غم بسم دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن منو که از این روزگار ... یه خورده کمتر گله کن منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین یه لحظه تو نفس نکش نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن 
اصلا حال و حوصله هیچی رو ندارم...............
دلم گرفته.............
دلم تنگه از دست آشنا ................................


+ نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 10:3 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشد گل نازنینم سالگرد ازدواجمون مبارک. باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم . . . خوشحالم که با توام مهربونم تو بهترین هدیه خدا هستی ممنونم ممنونم که برام آرامش رو به ارمغان آوردی ممنونم که سره قولت بودی عزیزم و تمام تلاشت رو برای خوشبختیمون کردی عزیزم من خوشبختم با تو با تمام وجودم خوشبختم تو خیلی خوب و پاکی تو خیلی مهربونی
دددددددددددددوووووووووووووووووووووووستت دارم عسل من مهربان ترینم وقتی تو با منی ٬ سرود و شادی با من است در ضمیرم نقش تو را بر قلبم حکاکی کردم و هر لحظه دلم به یاد تو میتپد در قلب من آفتاب تابان باش . ۲۷مرداد ماه سالروز ازدواجمان را عاشقانه تبریک میگویم *** امروز دو ساله که با هم زیره یه سقفیم همسر خوبه زندگیم و پنچ ساله ماله همیم و قلبمون برای همه
با آمدن تو بهترین و زیبا ترین لحظات وارد کلبه خوشبختیمان شد
تو را از خدایی خواستم که به رحمت بی کرتنش ایمان دارم پس برایم بمان
و بدان که تا بی نهایت عاشقانه دوستت دارم
عزیزم بهترین انتخاب عمرم همراه شدن با تو در مسیر زندگی است



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 14:55 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |


عزیزم بابت دیشب ممنونم
دیشب خیلی خوش گذشت
خیلی وقت بود که دلم هوای شبی مثل دیشب و می کرد که مثل اوایل مال هم باشیم و بخندیم
ممنونم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 15:7 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |


+ نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 16:56 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
تورا تا حد و مرز بت پرستی دوست دارم تو را اندازه شبهای مستی دوست دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 9:32 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
دوست دارم هميشه همرنگ صداقت باشي . روزت مبارك همسر عزيزم . تنها تكيه گاه مني دوستت دارم . . . همسرم روزت را تبريك گفته و هزاران هزار شاخه ي روز صورتي را به همراه تمام عشق كه موجوديم است تقديمت مي كنم قربونت برم بدون كه هميشه دوست داشتم دارم و خواهم داشت . . .
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 9:23 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
پیامبر اکرم-ص: تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی 
هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند . . .![]()
![]()
![]()
به مادرم...
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
تو بهترین گل، میان شهر گلهایی
تو رنگ آفتابی،
شب که می رسد، مثل ستاره،
گوئیا مهتابی
مادر خوبم، روزت مبارک![]()
![]()
![]()
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 9:14 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
از بهشت خبر می رسد که تو در ازل یک شاخه گل سرخ بودی که در همسایگی فرشته ها زندگی می کردی یک روز فرشته ای زیبا گلبرگی از تو را به زمین آورد تا همه باغها رنگ و بوی تورا بگیرند. از فرشته ها خبر می رسد که تو زیباتر از همه گلزارهای ملکوت بودی و خدا تو را به زمین فرستاد تا هیچ خانه ای از مهربانی و زیبایی بی بهره نماند. از دلم خبر می رسد که تو را با کلمه های خاکی نمی توان نوشت و با دهانهای فانی نمی توان سرود و با دستهای تهی نمی توان تصویر کرد. از عشق خبر می رسد که تو عاشق ترین آفرینه پروردگاری و بالاتر از ستارگان ایستاد های تا کهکشانها حیرتزده تو را تماشا کنند. کاش می شد دوباره کودک بود و در دامان تو به دیدار بهشت رفت و در چشمهای تو زیباترین دریاچه های دنیا را دید و در شبهای پر از لالایی گیسوان تو به دنبال مهتاب دوید. مادرم، وقتی تو در کنارم هستی ، خود را کودکی شاداب می بیبنم و دنیا را گاهواره ای کوجک که با دستهای تو به این سوو آن سو می رود. وقتی به من نگاه می کنی احساس می کنم از خورشید گرم ترم واز پروانه ها بی قرارتر همیشه در کنارم بمان ای که از همه عالم به خداوند شبیه تری .
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 13:19 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
دلم شکسته
قلبم به تپش افتاده
ديگر نای نفس کشيدن ندارم
احساسيست در من که گويد زنده نيستم دگر
ليکن همچنان صدای قلبم به گوش ميرسد
نميدانم چرا با من چنان تا کردی
که از همه دگر بيزارم
حتی دگر شوقی به زيستن
در اين قبلگاه عشق ندارم
ليکن همچنان صدای قلبم
با زمزمه دوستت دارم
همراه است
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:52 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد
كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:43 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم حيواني را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برايت آرزو کنم
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 14:25 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
خداوندا...
براي همسايه اي كه نان مرا ربود، نان
براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني
براي كساني كه مرا آزردند، بخشش
و براي خويشتن آگاهي و عشق مي طلبم
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 14:48 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
نسیم خوش بهاری، طبیعتی تازه را نوید میدهد. برگها جان میگیرند و چشماندازی سبز، از پس پنجرههای گشوده، جلوهگری میکند.
سفرههای سخاوت و یکرنگی، پهن میشوند. بوی سبزه در فضای رنگارنگ سفره میپیچد.
عطر سیبهای سرخ، جای دیگری میان این همه، باز میکند.
دلهای یکرنگ و باصفا، آماده میشوند تا به ثانیههای تازه زندگی وارد شوند. تیک تاک ساعت، فضای پرسکوت خانه را پر میکند.
چیزی به ثانیههای آغازین سال نو نمانده است.
یک سال گذشت و واپسین ثانیه، فاصله میان زمانها را دو نیمه کرد.
«یا مقلب القلوب و الابصار. یا مدبر اللیل و النهار. یا محول الحول و الاحوال. حوّل حالنا الی أحسن الحال».
چشمها به روشنی باز میشوند و دلها به یکدیگر نزدیک و قلبها آرامش دوباره مییابند در حلول سال نو و دلگرم به آتیههای مهربانی و صفا میشود. احساس بهار، نیلوفرانه بر اندام طبیعت میپیچد و زمستان کوچ میکند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 8:48 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
یادم باشد که زیباییهای کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتیهای بزرگ باشند. یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که میخواهم باشند. یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمیتواند مرا با خود آشتی دهد. یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمیتواند با دیگران مهربان باشد. نوروز مبارک
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 10:37 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
از افسر نگهبان به ریاست محترم دل :.jpg)
اینجانب عشق فارغ التحصیل رشته محبت از دانشگاه عاشقان
افتخار دارم در یکی از شعبان قلب شما انجام وظیفه کنم !
بهترینم ، بی تو روزهایم مثل شب تاریک است
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 15:32 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
دارم می گم ، دلم برات تنگ شده
ای نا رفیق ، چرا دلت سخت تر از سنگ شده
وقتی میای به دیدنم ، آرزو دارم بمیرم
برای ناز اون چشات ، ولی کمون ابروهات آماده واسه جنگ شده
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 15:30 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
اومدي شبيه بارون دله من خسته خاكه
واسه اون نم نمه چشمات ، نميدوني چه هلاكه
نمي دوني ، نميدوني واسه من چقدر عزيزي
شايدم مي دوني اما منو باز به هم ميريزي
نمي دونم چي رازيه كه تو چشمات خونه كرده
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 15:28 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد عشق يعني ترس از دست دادن تو پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد باز باران! پا به پای بغض سنگین
love is
wide ocean that joins two shores
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
love is when you find yourself spending every wish on him
love is flower that is made to bloom by two gardeners
love is like a flower which blossoms whit trust
love is afraid of losing you
no matter what the question is love is the answer
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
love is the one thing that still stands when all else has fallen
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
نه نگو یید با ترانه!
می سرایم این ترانه جور دیگر:
باز باران بی ترانه
دانه دانه
میخورد بر بام خانه
یادم آید روز باران....:
تلخ و غمگین
دل شکسته
اشک ریزان
عاشقی سر خورده بودم
میدریدم قلب خود را
دور میگشتی تو از من
با دو چشم خیس و گریان.
میشنیدم از دل خود
این نوای کودکانه
پر بهانه
زود بر گردی به خانه.
یادت آید؟
هستی ِ من!
آن دل تو جار میزد
این ترانه
باز باران،
باز میگردم به خانه...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 12:34 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
بند کفش هایت را همیشه محکم ببند! کسی چه می داند؟ شاید اینجا که قدم می زنیم... درست ، لبه دنیا باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 17:22 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
هر کسی دلت رو شکست صداش رو در نیار.یه روز دلش میشکنه و صداش در میاد
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 10:56 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
هر کسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانه دوست کجاست؟
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 8:48 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
عشق شیرین من
در كویر خلوت دلم با لبانی تشنه راه دشواری را در پیش گرفتم می دانم كه نیاز به جرعه آبی دارم تا خود را با آن سیراب نمایم در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو نگاهت برایم همچون رودخانه ایی است كه هرگز درآن ركودی نیست می خواهم كه مرا به حال خود وا مگذاری و مرا همیشه با خود همراه سازی بگذار تا از احساسات شیرینت لبریز شوم بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت دست یابم زلالی عشقت را از من مگیر، انشای چشمت را برایم بخوان تا با شنیدن آن سرشار از شادی شوم دریچه ی نگاهت را به روی من مبند مگذار تا نگاههای محبت آمیزت انتها یابد بگذار تا با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم تو در پاسخ به عشقم همیشه سكوت را اختیار كردی و هرگز به خود اجازه ندادی كه از لبانت شكوفه های عشق و محبت بیرون بیاید و بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش كند ای رویای دیرینه ی من بگذار روییدن نرگس را در نگاهت ببینم بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم بگذار تا برگهای خسته ی پاییزان به رقص عاشقی در بیایند تو را قسم به مقدسات عالم که بگذار کویر دلت به دریا راهی یابد بگذار برایت همچون زلیخای یوسف باشم بگذار تا جاودانگی عشق را در خود ببینم بگذارتا صدف دریای دل من باشی كه مروارید درونش برایم درخشش عشق زیبای تو را داشته باشد می خواهم در كنار تو به اوج ابرها برسم ای ستارگان آسمان همه بدانید و راز مرا همیشه با خود همراه سازید که من او را چگونه دوست داشتم ای آفتاب عالم تاب بدان که همچون تو همیشه سوزان و پر نور بودم اما هیچگاه ابر غرور و تکبر او نگذاشت تا انوار طلایی خود را بر او بگسترانم عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشید پس پذیرای آن باش و پرده ی بی مهری را بر روی آن مكش
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:45 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
هرگز نخواستم که تو رو با کسي قسمت بکنم
يا از تو حتي با خودم يه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال مني به تو جسارت بکنم
انقدر ظريفي که با يک نگاه هرزه ميشکني
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال مني
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال مني به تو جسارت بکنم
ترسم اينه که رو تنت جاي نگاهم بمونه
يا روي تيشه چشات غبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب حتي با بوسه ميشکني
شکل همه آرزوهام تجسم خواب مني
حتي با اينکه هيچکس مثل من عاشق تو نيست
پيش تو آينه چشام حقيره لايق تو نيست
حقيره لايق تو نيست
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:24 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
زندگی من ترکیب ساده ایست از دو رنگ سیاه و سفید، سیاهیهایش از من است، سفیدیهایش از توست. زندگی من دو بخش بیشتر ندارد، روشنایی و تاریکی. روشناییهایش را تو هدیه کردی و تاریکیهایش شاهکارهای خودم هستند. زندگی من ساده است، تعریفش ساده است، توصیفش ساده است. زندگی من دو لحظه بیشتر ندارد، وقتی که تو را دوست دارم و وقتی که تو را خیــــــلی دوست دارم،،،، همیــــن
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 11:30 توسط کسی که تنهات نمیذاره ومیخواد تنهاش نذاری |
| ||||||